سه شنبه, 25 مهر 1396 14:46

Chamran and Sunflowers

چمران یک فیزیکدان است، دکترای فیزیک پلاسمایش را از دانشگاه برکلی گرفته است. چمران یک نقاش است و شاعری که نیایش‌های عارفانه‌اش هنوز مشهور است. یکبار در میان جنگ، زیر خمپاره‌های عراق، ماشینش را ایستانده بود تا گل‌های کنار جاده را ببوید. مردی که به احساسات لطیفش مشهور است، اما فرماندهی جنگ‌های چریکی را به عهده داشت. چمران متولد ایران بود. ولی اکثر عمرش را در آمریکا و لبنان گذراند. بعد از تحصیلش، دید در جهانی که قدرت‌های بزرگ دارند به مردم محروم و فقیر جهان ظلم میکنند، نمی‌تواند گوشۀ آزمایشگاهش بنشیند و به کشتار‌ها و تجاوزها و حق‌کشی‌ها فکر نکند. به لبنان رفت و با امام موسی صدر مدارس خیریۀ جنوب لبنان را تأسیس کرد. برای بچه‌های یتیم صور و صیدا مثل پدر بود تا مجبور شد با دشمنان مسلحش بجنگد، با صهیونیست‌های اشغالگر، با مارکسیست‌های خائن به لبنان. بعد که انقلاب ایران پیروز شد، چمران به ایران برگشت. وزیر دفاع دولت انقلاب شد و نمایندۀ مردم در مجلس شورا. حالا باید با گروهک‌های تجزیه‌طلب می‌‌جنگید و بعد هم با لشکر بزرگ صدام. تا روزی که زیر خمپاره‌ها به شهادت رسید. چمران از روزهای جوانی‌اش تا لحظۀ مرگ در خاطراتی کوتاه در «چمران و آفتاب گردانها» روایت شده است؛ روایاتی از خانواده، همسر، دوستان و یاران او. مجموعۀ این خاطرات کوتاه که راوی زیباترین و قهرمانانه‌ترین لحظات زندگی چمران هستند، به خوبی یک مرد متفاوت را به خواننده نشان می‌دهند.

منتشر شده در کتابهای انگلیسی
سه شنبه, 25 مهر 1396 14:42

All for Resistance

سکوتی خوفناک میدان را فراگرفته، دری باز می شود و کودکی بی خبر از همه جا به وسط خیابان می دود و مادری هراسان در پی او...صدای گلوله تک تیرانداز بلند می شود...چمران شاهد ماجرا، مادر را به همراه کودک به درون خانه می کشد...حیاط خانه سرخ از خون سینه مادر... فالانژهای مسیحی در جنگ صلیبی مدرن به احدی رحم نمی کنند.... پایین تر و در نزدیکی مرز، چپ های مخالف فالانژ نیز سینه پدری را نشانه می روند ... در سویی دیگر اسرائیلی ها مردان روستایی را در پیش چشم زنان و کودکان سر می برند؛ زنان و کودکانشان را نیز رها می کنند تا خبر جنایت را به دیگر روستاها برسانند و جنوبی های لبنان را از ماندن در نزدیکی مرز منصرف کنند... لبنان مرکز توطئه قدرتهای دور و نزدیک شده: پیروان صدام عراقی، وابستگان به قذافی حاکم لیبی، چپ های شوروی، تبلیغاتچی های آمریکایی و فرانسوی و حقوق بگیران اردنی، مصری ها و... قربانی اما یکی است:  محرومین...در این حین صدر به لبنان می آید. هنر او فهمیدن هدف توطئه هاست: "درگیر ساختن گروه ها با مقاومت فلسطینی و حذف مقاومت بدون دخالت اسرائیل"... همراه با چمران "حرکت محرومین" و "سازمان امل" را شکل می دهند، رنج ها و تهمت ها را بجان می خرند و با گذشت، مانع از حذف مقاومت فلسطینی می شوند. از این به بعد تاریخ لبنان، شرافت را درکنار خیانت و بصیرت را در کنار جهالت به نمایش می گذارد...سکوتی خوفناک میدان را فراگرفته، دری باز می شود و کودکی بی خبر از همه جا به وسط خیابان می دود و مادری هراسان در پی او...صدای گلوله تک تیرانداز بلند می شود...چمران شاهد ماجرا، مادر را به همراه کودک به درون خانه می کشد...حیاط خانه سرخ از خون سینه مادر... فالانژهای مسیحی در جنگ صلیبی مدرن به احدی رحم نمی کنند.... پایین تر و در نزدیکی مرز، چپ های مخالف فالانژ نیز سینه پدری را نشانه می روند ... در سویی دیگر اسرائیلی ها مردان روستایی را در پیش چشم زنان و کودکان سر می برند؛ زنان و کودکانشان را نیز رها می کنند تا خبر جنایت را به دیگر روستاها برسانند و جنوبی های لبنان را از ماندن در نزدیکی مرز منصرف کنند... لبنان مرکز توطئه قدرتهای دور و نزدیک شده: پیروان صدام عراقی، وابستگان به قذافی حاکم لیبی، چپ های شوروی، تبلیغاتچی های آمریکایی و فرانسوی و حقوق بگیران اردنی، مصری ها و... قربانی اما یکی است:  محرومین...در این حین صدر به لبنان می آید. هنر او فهمیدن هدف توطئه هاست: "درگیر ساختن گروه ها با مقاومت فلسطینی و حذف مقاومت بدون دخالت اسرائیل"... همراه با چمران "حرکت محرومین" و "سازمان امل" را شکل می دهند، رنج ها و تهمت ها را بجان می خرند و با گذشت، مانع از حذف مقاومت فلسطینی می شوند. از این به بعد تاریخ لبنان، شرافت را درکنار خیانت و بصیرت را در کنار جهالت به نمایش می گذارد...
کتاب "همه برای مقاومت" اثری است بی مانند از مشاهدات دکتر مصطفی چمران استادی ایرانی که برای نجات فلسطین، آمریکا را رها و رهسپار لبنان می شود. او با این اثر برای پیروان مقاومت چراغی را فروزان می کند تا بدان وسیله دریابند که جناح محرومین در برابر سیل انحرافات، توطئه ها و جنایت ها چگونه می تواند به پیروزی رسد و در هنگامه پیکار با دشمن بیرونی چگونه باید در داخل کشور با حفظ هویت و بدون وابستگی شرقی یا غربی و با پرهیز از آشوب آفرینی، حقوق سیاسی و اجتماعی خود را به پیش کشد...چمران نقش خیانتگرانه چپ ها، جنایتگری فالانژهای وابسته به غرب، توطئه اسرائیلی ها، سادگی جوانان و جهل برخی سران وابسته به مقاومت را به روشنی آشکار می کند. او پرده از ربایش امام موسی صدر و ریشه های بحران های امروز در خاورمیانه بر می دارد.

 

منتشر شده در کتابهای انگلیسی
سه شنبه, 25 مهر 1396 14:28

I miss Chamran

غاده یک دختر نازپروردۀ لبنانی بود، از خانواده‌ای ثروتمند و متجدد؛ دختری روشنفکر که در روزنامه‌ها  علیه جنگ، شعر و مقاله می‌نوشت. از همۀ مردان جنگ بدش می‌آمد. غاده اما نقاشی‌های چمران را می‌پسندید. نقاشی‌های علیه جنگ ، دعوتی بود به آرامش، به خلوت، به صلح. اما چمران به چیز دیگری شهرت داشت. چمران مدیر مدرسۀ شیعیان جنوب لبنان بود، و در زمان جنگ داخلیِ لبنان، این به معنیِ فرماندهی نظامیِ شیعیان بود! چمران باید هم از بچه‌های مدرسه دفاع می‌کرد و هم از مردم. در همین لبنان بود که با غاده آشنا شد. غاده عاشق تابلوی شمع چمران شده بود. کم‌کم شمع چمران شد خودِ چمران. آخر چمران به شمعش بی‌شباهت نبود. هردو می‌سوختند و اطرافشان را روشن می‌کردند و فرق میان نور و ظلمت را نشان می‌دادند. «غاده با فرهنگ اروپایی بزرگ شده بود. حجاب درستی نداشت اما دوست داشت جور دیگری باشد. دوست داشت چیز دیگری ببیند غیر از این بریزوبپاش‌ها و تجمل‌ها... او از این خانه که یک اتاق بیشتر نیست و درش همیشه به روی همه باز است خوشش می‌آید. بچه‌ها می‌توانند هر ساعتی که می‌خواهند بیایند تو، بنشینند روی زمین و با مدیرشان گپ بزنند. مصطفی از خود او هم در همین اتاق پذیرایی کرد و غاده چقدر جا خورد وقتی فهمید باید کفش‌هایش را بکند و بنشیند روی زمین! به نظرش مصطفی یک شاهکار بود، غافلگیرکننده و جذاب.» چمران به خواستگاریِ غاده آمد، اما مگر دختر ثروتمند لبنانی می‌تواند زن یک چریک آوارۀ شاعرمسلک شود؟ این تازه اول قصه است. زندگیِ عاشقانۀ غاده و چمران زیر سایۀ جنگ داخلی لبنان ادامه دارد تا زمانی که انقلاب اسلامی پیروز می‌شود، مصطفی به ایران می‌آید و غاده هم به دنبال او. اما این بار چمران وزیر دفاع ایران است مقابل نیروهای گروهک‌های تجزیه‌طلب و بعد هم ارتش بزرگ صدام. و در تمام این هیاهوها غاده کنار چمران زندگی می‌کند و رشد می‌کند تا روزی که چمران زیر خمپاره‌ها به شهادت می‌رسد و شبی که غاده سر بر سینۀ جسد چمران تا صبح ‌می‌گرید. فردا که مردم شهید چمران را تشییع می‌کنند، غاده مطلقا هیچ چیز ندارد! غاده می‌داند که چمران هم چیزی از دنیا نداشت، اما آنچه به او داد یک دنیا بود! "دلتنگ چمرانم" خاطرات غاده جابر از چهار سال زندگی با چمران است که ذیل مجموعۀ hero’s helpmate منتشر شده است.

 

منتشر شده در کتابهای انگلیسی

موسسه گفتمان تمدن نوین اسلامی

موسسه و انتشارات گفتمان تمدن نوین اسلامی در حوزه نشر معارف  و دستاوردهای انقلاب اسلامی فعالیت میکند. این موسسه در کنار تولیدات مکتوب به زبان های مختلف، تولیدات چند رسانه ای برای مخاطبان غیر فارسی زبان تولید مینماید.

Image

اطلاعات تماس

تهران - خیابان حافظ - خیابان رشت پلاک 13

02126743697

09352501304

info@icdi.ir

logo-samandehi