Now loading.
Please wait.

Menu

The Lofty Heaven Is My Dwelling

HomeکتابهاانگلیسیThe Lofty Heaven Is My Dwelling
HomeکتابهاانگلیسیThe Lofty Heaven Is My Dwelling

The Lofty Heaven Is My Dwelling

«سال 1350 ش. آمریکا، شهر لاواک، پایگاه هوایی ریتس، محل آموزش خلبان‌های اف-5. عباس بابایی از دانشجویان اعزامی از ایران است. کارهایش طبق گزارش‌های مندرج در پرونده‌اش «غیرنرمال» است. نماز می‌خواند. در آن دوره که همه به فسق و فجور مباهات می‌کنند، وسط اتاق خوابگاهش یک نخ کشیده تا هم‌اتاقی مشروب‌خورش این طرف نیاید. خودش حتی پپسی هم نمی‌خورد. می‌گوید کارخانه‌اش مال اسرائیلی‌هاست. کلنل باکستر، فرمانده پایگاه، وقتی به دفتر کارش برگشت، جوان را که احضار کرده بود دید. قیافۀ جوان ایرانی آشنا به نظر می‌رسید. یادش آمد شبی دیروقت با همسرش از مهمانی برمی‌گشته و او را دیده که دارد در خیابان‌های پایگاه می‌دود برای اینکه «شهوتش را فروبکاهد». حالا هم جوان داشت روی روزنامه‌هایی که کف دفتر پهن کرده بود دولا راست می‌شد. بعد از تمام شدن کارش توضیح داد این از واجبات دین آن‌هاست و الآن وقت انجام دادنش بود و کلنل هم که نبوده...» ملیحه و عباس در قزوین بزرگ شده بودند. دختردایی-پسرعمه بودند. عباس از امریکا که برگشت بلافاصله آمد به خواستگاری ملیحه، که خیلی جوان بود و اصلا فکر ازدواج را نکرده بود. اما نهایتا قبول کرد. به خاطر شغل نظامیِ عباس مجبور بودند بروند در شهر دیگری زندگی کنند. عباس که آنهمه مذهبی به نظر می‌رسید، برخلاف سنت‌های قدیمی، اصرار داشت ملیحه سر کار هم برود. ملیحه هم در تربیت معلم درس خوانده بود. در شهرک نیروی هوایی آن زمان، چادر سر کردن و حجاب کامل داشتن تقریبا غیرممکن بود. مادر ملیحه زنگ زده بود که ملیحه باید چادر سر کند. عباس برایش توضیح داده بود که شرایط اینطوری است و ملیحه هم هنوز جوان است و باید خودش دربارۀ پوششش تصمیم بگیرد.  عباس و ملیحه در کنار بقیۀ خانواده‌های نیروی هواییِ آن دوره زندگی می‌کردند. اما زندگی‌شان رنگ‌و‌بوی دیگری داشت. اکثر وسایل خانه‌شان را به فقرا داده بودند و با لوازم ساده زندگی‌شان را می‌گذراندند. بعد از انقلاب، شد فرمانده پایگاه اصفهان. عباس برای روستایی‌های محروم آن حوالی نعمت بزرگی بود، آن قدر که مردم یکی از روستاها، اسم روستایشان را برای تشکر از او گذاشتند «عباس‌آباد».  «بلند آسمان جایگاه من است » خاطرات ملیحه حکمت از زندگی با سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی است؛ یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین کتاب‌های خاطرات جنگ تحمیلی صدام علیه ایران که روایتی عاشقانه از پرواز یک زوج مسلمان است. زندگی این زوج حقیقتِ زندگیِ مسلمانان باورمند امروز را در مقابل رفتارهای خشونت‌گرای گروه‌های تکفیری نشان می‌دهد

 

مشخصات

  • نام فارسی: شهید بابایی به روایت همسر شهید
  • ژانر: Memoir
  • قطع: پالتویی
  • تعداد صفحات: 64
  • زبان ترجمه: انگلیسی