Now loading.
Please wait.

Menu

My Absent Comrades

HomeکتابهاانگلیسیMy Absent Comrades
HomeکتابهاانگلیسیMy Absent Comrades

My Absent Comrades

...صدای انفجار که بلند شد بوی خون همه جا را گرفت، چشمانم دیگر نمی دید ولی می دیدم که نمی بینم، دشت و صحرا و همه چیز سرخ شده بود، بدنم سنگین و غیر قابل حرکت، ریه ام یاری نمی کرد، گویی کاملا دریده شده بود. برای هر فریاد صرفا تشتی از خون به دهانم می آمد. دستم لغزید و در چاله ای لزج فرو رفت.حیرت کردم؛ از صبح آنجا بودم اما چاله ای نبود، زمینی خشک و سخت. ریشه های گیاهان را در آن چاله لزج حس می کردم.کمی که چشمانم دید، جگرخراشانه فریاد زدم..چشمانم سیاه شد...نه چاله ای در کار بود و نه ریشه گیاهی ...دستانم تا آرنج در بدن نصف شده حسین همرزمی ام فرو رفته بود......صدای انفجار که بلند شد بوی خون همه جا را گرفت، چشمانم دیگر نمی دید ولی می دیدم که نمی بینم، دشت و صحرا و همه چیز سرخ شده بود، بدنم سنگین و غیر قابل حرکت، ریه ام یاری نمی کرد، گویی کاملا دریده شده بود. برای هر فریاد صرفا تشتی از خون به دهانم می آمد. دستم لغزید و در چاله ای لزج فرو رفت.حیرت کردم؛ از صبح آنجا بودم اما چاله ای نبود، زمینی خشک و سخت. ریشه های گیاهان را در آن چاله لزج حس می کردم.کمی که چشمانم دید، جگرخراشانه فریاد زدم..چشمانم سیاه شد...نه چاله ای در کار بود و نه ریشه گیاهی ...دستانم تا آرنج در بدن نصف شده حسین همرزمی ام فرو رفته بود...این وقایع در سال های جبهه آن قدر برایم تکرار شد تا درک کردم، آنچه لمسش را می خواستم. حقیقتی که سالیان درازی در پی آن بودم؛ سالیانی پیش از ورود به جبهه. دیگر دانستم چیزی وجود دارد که حتی ارزش تکه تکه شدن داشته باشد، چیزی فرای زندگی های های روزمره؛ چیزی که تو جانت را برای آن بدهی. چیزی همچون پرده دری از ظلمت و هویدا سازی حقیقت. نمی فهمی می دانم سخت است...باید لمسش کنی...«زمین ناله می‌کند»/ My Absent Comrades خاطرات محمود شیرافکن از سال‌های جوانی‌اش است، او که مشتاقانه و با سری پر شور خانه و خانواده ای مرفه را برای یافتن سوالات خود رها می کند. نخست به خواندن و پرسیدن روی می آورد، چیزهایی می یابد اما همه چیز را نه. دوباره می دود این بار نه برای دانستن که برای تجربه. جبهه و جنگ را که می بیند، می فهمد که میدان تجربه آنجاست. پا بدان می گذارد تا سرانجام حقیقت گمشده اش را لمس کند...حقیقتی به ارزش حیات..... این کتاب، فریاد خاطرات ذهنی است که در این جنگ پرورش یافته و هرگز از آن حقایق جدا نمی شود. در این کتاب او تمام آن مشاهدات و لمس هایش را بی‌پرده، دقیقا همان‌طور که خود به چشم دیده و به تن چشیده، با هیجانی که گویی اکنون نیز در همان میدان است، روایت می کند.

 

مشخصات

  • نام فارسی: زمین ناله میکند
  • ژانر: Memoir
  • قطع: پالتویی
  • تعداد صفحات: 275
  • زبان ترجمه: انگلیسی